|
عمر از سخنان حذيفه بر آشفت!
شنبه هفتم بهمن 1385 8:35
روزي عمر حذيفه را ديد، به او گفت چگونه صبح كردي؟ حذيفه گفت : مي خواهي چگوه صبح كرده باشم؟ به خدا سوگند صبح نمودم در حالي كه حق را دشمن و فتنه را دوست مي دارم، و بر ناديده گواهي ميدهم، و غيرمخلوق را حفظ مي كنم و بدون وضو نماز مي خوانم و در زمين چيزي دارم كه خدا در آسمان ندارد.
عمر از شنيدن سخنان حذيفه برآشفت و از او روي گردانده و چون عجله داشت وي را ترك گفت ولي تصميم گرفت او را تنبيه كند، در ميان راه علي (ع) را ديد ، حضرت دريافت كه وي خشمگين است علت را پرسيد، عمر گفت : حذيفه را ملاقات نموده ام و به او گفته ام چگونه صبح كردي و او گفته صبح نمودم در حالي كه حق را خوش ندارم. اميرالمومنين (ع) فرمود : راست گفته ، از مرگ خوشش نمي آيد با اين كه آن حق است. عمر : او گفته فتنه را دوست مي دارم. علي (ع) : راست گفته ، مال و فرزندان را دوست مي دارد و خداوند فرموده "انما اموالكم و اولادكم فتنه "(1). جز اين نيست كه مالها و فرزندانتان براي شما فتنه و سبب آزمايشند. عمر : مي گويد بر ناديده گواهي مي دهم. اميرالمومنين (ع): راست گفته، بر يگانگي خداوند، مرگ، زنده شدن، بهشت ، دوزخ ، صراط گواهي مي دهد و هيجكدام از آنها را نديده است. عمر : مي گويد غير مخلوق را حفظ مي كند. اميرالمومنين (ع): راست گفته ، كتاب خدا را حفظ مي كند و آن غير مخلوق است.(2) عمر : مي گويد (واصلي علي غير ضوء) علي (ع): راست گفته بر پسر عمم رسول خدا(ص) بدون وضو ، صلوات مي فرستد و آن جايز است. عمر: از همه اينها بالاتر مي گويد من در زمين چيزي دارم كه خدا در آسمان ندارد. علي (ع): راست گفته، او زن و فرزند دارد و خدا از آن منزه است. در اين هنگام عمر گفت : اگر علي بن ابيطالب (ع) نبود نزديك بود عمر هلاك شود(3) 1 - سوره انفال ، آيه 28 2 - آيت الله علامه حاج شيخ محمدتقي تستري : ظاهرا نزاعي كه در زمان مامون ميان متكلمين رخ داده از اين كه آيا قرآن مخلوق است يا نه اصل آن چنين تعبيري است كهدر بعض اخبار آمده، ولي حق اين است كه مقوصد از "مخلوق" در خبر "مكذوب" است، يعني قرآن كتاب حقي است كه از جانب خداوند فرود آمده و دروغ در آن راه ندارد، در برابر آنچه كفار مي گفتند : "ان هذا الا اختلاق" (نيست اين كه محمد مي گويد مگر از خودش) 3 - مناقب گنجي شافعي
سئوالات كعب الاحبار
شنبه هفتم بهمن 1385 8:14
كعب الاحبار از حضرت امير (ع) پرسيد : كيست كه پدر نداشته؟ كيست كه اهل و عشيره نداشته؟ كيست كه قبله اي ندارد؟
آن حضرت (ع) فرمود : كسي كه پدر نداشته عيسي (ع) است. كسي كه عشيره نداشته آدم است. كسي كه قبله اي ندارد ، خانه كعبه است كه خودش قبله است. اميرالمومنين (ع) به او فرمود : باز هم بپرس. كعب الاحبار : آن سه موجود زنده كدامند كه در رحمي نبوده و از بدني بيرون نيامده اند؟ امام علي (ع) فرمود: عصاي موسي ، ماده شتر ثمود و قوچ ابراهيم. علي (ع) : هنوز هم بپرس. كعب الاحبار : تنها يك سئوال مانده كه اگر به آن پاسخ دهي تو خودت هستي. اميرالمومنين (ع) بپرس! كعب الاحبار : كدام قبر بوده كه صاحبش را گردش داده است.؟ علي (ع) : آن ماهي بود كه به فرمان خداوند يونس را در شكم خود فرو برد و در درياها گردش داد. * * - خصائص ، سيد رضي ، ص 90 (جوابات المسائل)
حيا و عفت زنان
دوشنبه دوم بهمن 1385 11:29
سروي در "مناقب" آورده : چهل زن نزد عمر رفته از او از شهوت آدمي پرسش نمودند.
عمر گفت : مرد داراي يك جزء و زن نه جزء است. پرسيدند : پس چگونه است كه مردان از انواع زنان دائم و متعه و كنيز استفاده مي كنند ولي براي زنان جز يك مرد جايز نيست؟! عمر پاسخشان را ندانست! از اميرالمومنين (ع) سئوال كرد اميرالمومنين به آنان دستور داد هر كدام ظرفي پر از آب بياورند ، و آنگاه فرمود تا همه آبها را در ظرف بزرگي بريزند و سپس به هر يك فرمود : حالا هر كدامتان آبي را كه ريخته بردارد. گفتند : قابل تشخيص نيست. امام (ع) نتيجه گرفت كه اگر آن قانون نبود فرق اولاد و نسب ممكن نبود و ميراث و نسب باطل مي گشت. (1) آيه الله علامه حاج شيخ محمد تقي تستري در اين باره مي فرمايد : خداوند اين موضوع را با زيادي صبر و عفت و حياي زنان جبران نموده چنانچه اين مطلب در روايتي كه اصبغ بن نباته از آن حضرت (ع) نقل كرده است (2) و نيز در خبر مسعده آمده كه خداوند به هر زني صبر و پايداري ده مرد را عطا كرده است (3) 1 - مناقب ، سروي ، ج 1 ، ص 492 2 - فروع كافي ، ج 5 ، ص 338 ، حديث 1 3 - فروع كافي ، ج 5 ، ص 339 ، حديث 6
نشگون
یکشنبه یکم بهمن 1385 8:31
و نيز در همان زماني كه اميرالمومنين (ع) در يمن تشريف داشت به آن حضرت خبر رسيد كه دختري از روي بازيچه دختر ديگري را بر دوش گرفته و دختر سومي از پاييني نشگون گرفته و او بناگاه پريده و دختري را كه بر دوش داشته انداخته و منجر به مرگ او شده است.
امام (ع) فرمود : يك سوم ديه مقتول بر عهده آن دختري است كه او را بر روي شانه برداشته و يك سوم ديگر بر عهده دختري كه از او نشگون گرفته ، و يك سوم هم بر عهده خودش كه بطور بازيچه و عبث سوار شده است. اين خبر به سمع مبارك رسول الله (ص) رسيده آن را تاييد نموده و بر صحتش گواهي داد. * * ارشاد ، مفيد ، قضاياه (ع) و النبي حي
طعمه شير
یکشنبه یکم بهمن 1385 8:24
شيري را در گودالي دستگير كرده بودند ، مردم براي تماشاي شير ازدحام نمودند ، يك نفر در نزديكي گودال ايستاده بود ، ناگهان قدمش لغزيد و دست به ديگري زد و دومي به سومي و سومي به چهارمي و همه در گودال افتاده طعمه شير شدند.
اين ماجرا در يمن اتفاق افتاد ، اميرالمومنين (ع) نيز آنجا تشريف داشت ، خبر به آن حضرت رسيد ، پس درباره آنان چنين قضاوت نمود ، كه اولي طعمه شير بوده و به علاوه بايد يك سوم ديه به دومي بپردازد ، و دومي نيز دو سوم ديه به سومي و سومي ديه كاملي به چهارمي بايد بپردازد. رسول خدا (ص) از اين قضاوت خبردار گرديده فرمود : "اباالحسن به حكم خدا داوري نموده است " * آيت الله علامه حاج شيخ محمد تقي تستري در اين باره مي فرمايد : علت اين تفصيل اين است كه نفر اول خودش افتاده ، به علاوه افراد ديگري را با خود انداخته ، از اين جهت ديه اي طلب ندارد زيرا مرگش مستند به خودش بوده است. و سبب مرگ نفر دوم ممكن است يكي از سه چيز باشد ، كشيدن نفر اول و يا افتادن نفر سوم و يا چهارم بر روي او كه خودش عامل آن بوده است . بنابراين ، احتمال استناد قتلش به نفر اول 1/3 است و امام (ع) هم 1/3 ديه اش را به عهده نفر اول قرار داده است ، و اما نفر سوم ممكن است علت مرگش كشيدن و افتادن نفر چهارم بر روي او باشد كه خودش عامل آن بوده و يا افتادن نفر اول و يا دوم بر روي او كه عاملش نفر دوم بوده است و امام (ع) نيز دو سوم ديه او را بر عهده نفر دوم گذاشته است. و اما نفر چهارم تمام علت مرگش مستند به نفر سوم بوده ، بنابراين تمام ديه اش بر عهده نفر سوم مي باشد چنانچه امام (ع) حكم نموده است. * ارشاد مفيد ، قضاياه (ع) في حال حيات النبي (ص) - ص 105 . فروع كافي ، ج 7 ، ص 286 ، حديث 2. تهذيب ، كتاب الديات ، باب الاشتراك في الجنايات ، حديث 2.
يك نفر در آب غرق شد.
یکشنبه یکم بهمن 1385 8:11
شش نفر در آب فرات سرگرم بازي بودند ، يكي از آنان غرق شد ، نزاع را نزد اميرالمومنين (ع) بردند ، دو نفر از آنان گواهي دادند كه آن سه نفر ديگر او را غرق كرده اند ، و آن سه نفر گواهي دادند كه آن دو نفر ديگر او را غرق كرده اند ، اميرالمونين (ع) ديه او را به پنج قسمت مساوي تقسيم نمود ، دو قسمت به عهده آن سه نفري كه دو نفر بر عليه ايشان گواهي داده اند ، و سه قسمت بر عهده آن دو نفري كه سه نفر بر عليه ايشان گواهي داده اند *
شيخ مفيد در (ارشاد) پس از نقل اين خبر مي گويد : "در اين قضيه هيچ قضاوتي تصور نمي شود كه از قضاوت آن حضرت به صواب نزديكتر باشد " * ارشاد ، مفيد ، قضاياه (ع) - في خلافته . فروع كافي ، كتاب الديات ، باب الجماعه يجتمعون علي قتل واحد ، حديث 6 . تهذيب كتاب الديات ، باب الاشتراك في الجنايات ، حديث 3 |
|